49-ستایس عدالت و نکوهش ظلم
تاریخ ارسال : 1404/11/15
🟣۴۹-در ستایش عدالت و نکوهش ظلم
برآیین عادلان صاحب دل و خاطر تصویرگر صاحب مذاقان بالغ کمال،توصیف این عدل آشوب خیز و این سودای مستور و محجوب دراین زمانه فتان جز با استعاره نمی باید،سایه حسن این عدل اصیل،آن کمند مفتونش،آن غمزه موزونش،پویندگان راه عدالت را ،آن نکورویان را بند مؤبد و قید مخلد گردانید و این ۱۲ شخص منصوب ومنصوص دادار دادگراند ،
به کوری چشمان لوچ شب پرستان ظالما جهولا و مشرکان عنود ،همان عدل فروشان ظلم پیشه به ندای «ادالط؟!» دمار از روزگار دادخواهان برآوردند، ☀️از روز طلوع عدالت در ساحت آزادی،رقیب تلون مزاجی بنام مصلحت حاضر بود و به زنگ کدورت به ذبح حقیقت می کوشید،آن یار قدیم العهد به علم لدنی،شکوه های مافی الضمیر دادخواهان می شنود،☀️از روز طلوع عدالت،ناعادلان شبدیز و زشت خویان گردن فراز،خران خراس،مخنثان منحوس، شبح موحش مجعول و مصنوع خود را به عبث نقاب کشیده و سکه کاذب عدل بنامش زده وکشان کشان و عربده جویان که این است فرشته عدالت! چون آن شغالی که از فرط روبه صفتی در خم خانه رنگرزی اغسال ارتماسی بجای آورد و چون ملون گشت برمنبر پاکان جلوس نامیمون کرد و گفت:(ای من آن طاووس علیین شده) عادلان متصف به عدل اصیل ،مسلح به علم استدلال و استنتاج بودند و شغال طاووس نما را رسوای خاص گردانیدند،
حیف ای یوسف مصری،نه در زندانی،
افسوس که گلهای دشت آزادی و عدالت را دنائت طبع ناعادلان گلفروش،به بازار قدرت برده و میوهای لطیف باغ عدالت با طامعه باغبان غدار،از شاخسار طهور به دست دکانداران و هجوم مگسان دچار شد ،
ای کاش عدل مرده به سحر شاعری احیا می شد،🌙این ماهروی بدیع الجمال در سلسله مویش عالمانند و صورت گلگون عرقناک او مایه رشک هزاران شیرین که فرهاد رخش پاکبازانند،ندای الفراق شنیده و گرگان یوسف از دور دیده ، اشک چون جیحون روان شده ،زه آب دیدگان می گشایم و بر رخسار جویها می رانم...
دین به دنیا فروشان خرند !
یوسف فروشند تا چه خرند ؟
عالم در جستجوی عدالت و عدالت در انتظار یگانه امام برحق حضرت حجت ابن الحسن.⭐️
سلام بر او که با جلوسش بر مسند امامت به سیره داوود و سلیمان قضاوت خواهد کرد و از مظلومان دادخواه ،بینه و گواه نخواهد خواست.